خانهی دوست کجاست...؟ (سهراب سپهری)
جمعه, ۲۷ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۴۴ ب.ظ
خانهی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخهی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است
و در آن عشق به اندازهی پرهای صداقت آبی است
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در میآرد
پس به سمت گل تنهایی میپیچی
دو قدم مانده به گل
پای فوارهی جاوید اساطیر زمین میمانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی میشنوی
کودکی میبینی
رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بردارد از لانهی نور
و از او میپرسی
خانه ی دوست کجاست؟
سهراب سپهری